بازاریابی کتاب: دست و دل بازی ، کارمای اجتماعی و همکاری

مدیر سایتمقالات کتاب

یکی از دلایل اصلی ما برای نشر کتاب این است که به خاطر دیگران می نویسیم. یا می خواهیم از طریق اطلاعات و الهام بخشی به آنها کمک کنیم، یا می خواهیم افراد را سرگرم کرده و احتمالا وادار به تفکر کنیم.

در نظر گرفتن این اصل در بازاریابی به شما کمک می کند تا تمرکز بر روی شخص دیگری یعنی مشتری صورت می گیرد و نه بر روی شما:

  • باعث می شود شما در مورد آنچه آنها واقعا می خواهند فکر کنید.
  • تمرکز را از روی شما برداشته و احساس خودآگاه شما را متوقف می کند.
  • ایده هایی برای به اشتراک گذاری به شما می دهد.
  • به شما کمک می کند تا با جامعه در ارتباط باشید.

 

سخاوت و کارمای اجتماعی

لغت کارما به معنی این است که شما آنچه را ببخشید دوباره باز پس می گیرید و من اعتقاد دارم این تعریف در محیط اجتماع حقیقت دارد. مفید بودن، کمک کردن و بخشنده بودن همگی نه تنها باعث رضایت مندی شخصی شما می شود بلکه یک بانک از خوبی ها می سازد. وقتی بعدتر اعلام می کنید که یک کتاب منتشر کرده اید و یا مردم به دلیل بخشندگی شما به سمت شما جذب شده و می بینند کتابها یا محصولاتی برای فروش دارید تمایل بیشتری به خرید خواهند داشت.

این بر اساس علم تاثیر  است. کتاب “تاثیر” اثر روبرت کیالدینی را بخوانید و درخواهید یافت اصول عمل متقابل یکی از کلیدهای تاثیر بر رفتار افراد است. من باور دارم که می توانیم از چنین اصولی استفاده کنیم اما نباید به طرز غیراخلاقی آن را به کار بریم.

 

همکاری با رقیب

همکاری با رقیب، ایده همکاری و مشارکت با رقیب شناخته شده شماست به طوری که هر دو طرف سود ببرند. هنگامی که منافع مشترک وجود داشته باشد همکاری با یکدیگر نتایج بهتری از کار کردن تکی خواهد  داشت.

محیط چاپ و نشر به ویژه مملو از نویسندگانی با روحیه کار آفرین است که آن را به اشتراک می گذارند. ما در مورد تعداد فروش بحث کرده و یکدیگر را از طریق پست های بلاگ و شبکه های اجتماعی به ویژه هنگامی که کتابهایمان در یک ژانر است تقویت و تبلیغ می کنیم. همچنین گروه فیسبوکی اتحادیه نویسندگان مستقل در کشف ایده های جدید برای من بسیار مفید بوده است.

در کار کردن و یادگیری گروهی ما می توانیم درس ها را سریع تر یاد بگیریم و با سرعت بیشتری پاسخ داده و انطباق پیدا کنیم. نویسندگان سنتی این کار را از طریق ترویج کتابهای یکدیگر، تشکیل گروههایی که در جشن ها با یکدیگر صحبت کنند و یا کتابها را با هم امضا کنند انجام می دادند.

به عنوان مثال فرض کنید شما داستان علمی تخیلی می نویسید، هیچ نیازی نیست که دیگر نویسندگان علمی تخیلی را رقیب خود بدانید. در عوض آنها را به عنوان همکاران بالقوه در پروژه های بازاریابی در نظر بگیرید. هر دوی شما گروهی از خوانندگان علاقه مند را جذب می کند که کتاب شما را به  سرعت خوانده و آماده خواندن کتاب بعدی می باشد. چرا با نویسندگان دیگر در ژانر خود همکاری نکرده تا یکدیگر را ترویج و تبلیغ کنیم و به این صورت همه سود خواهند برد.

به همین ترتیب نویسندگان غیر علمی-تخیلی می توانند با نویسندگان ژانر خود همکاری کنند تا خوانندگان مشترکی را هدف قرار دهند. علاوه بر این خواننده ای که یک کتاب رژیم می خرد به احتمال زیاد می خواهد تعداد بیشتری از آنها را داشته باشد.

برخی روش های عملی برای این کار عبارتند از:

  • ترویج کتاب های یکدیگر از طریق ایمیل یا در لیست انتهای کتابهایتان. این حتی می تواند تا جایی پیش رود که کتابهای مشترک با یکدیگر منتشر کنید.
  • وبلاگ نویسی مهمان یا مصاحبه با یکدیگر به منظور جذب خوانندگان مشترک. این یکی از دلایلی است که من دوست دارم در این سایت پست های مهمان داشته باشم زیرا به نویسندگان دیگر امکان و شانس ارایه کارشان را می دهد.
  • ایجاد سایت های مرتبط با ژانر(سبک) که دریاره کتابهای مختلف آن ژانر صحبت کند و هر کسی آن را ترویج می کند .من عضو سایتی هستم که در آن تعدادی از بهترین نویسندگان کتاب های الکترونیکی را برای فروش تروبج می کنند. همچنین ما برنامه تلویزیونی داریم که در آن من با نویسندگان سایت مصاحبه می کنم این در واقع یک همکاری با رقیب واقعی است.
  • به اشتراک گذاری کتاب ها یا مطالب دیگر نویسندگان در شبکه های اجتماعی

 

اگر شما این کارها را به طور مداوم و بدون انتظار بازگشت انجام دهید، به سرعت و بعضی اوقات از منابع دیگر در کمال تعجب پاسخ آن را دریافت می کنید.

 

اهمیت دانستن ، علاقه داشتن و اعتماد کردن

یک اصل مهم در پشت تمام این ها اصالت است. بازاریابی ار نقطه نظر شخصی عبارت از آشنایی علاقه و اعتماد مردم است. این یعنی ارزش دادن و نه فقط فروش محصولات.

هر آنچه من آن لاین انجام می دهم بر این اصول متمرکز است.

برای مثال من عکسی در توییتر خود  قرار می دهم که در ارتباط با نوشتن من می باشد مثلا میز تحریر، کتابخانه یا فضای آزاد در یک گردش تحقیقاتی. این به افراد کمک می کند که مرا  بیشتر بشناسند و دیدگاهی در مورد زندگی من پیدا کنند. آنچه برای شما یک میز معمولی و روتین در زندگی است ممکن است برای دیگران در جای دیگر دنیا جالب باشد.

چیزهایی وجود دارند که شخصی تر هستند ولی همگی باز به حرفه من و کتاب و نوشتن مربوط می شوند. برای مثال من هیچوقت عکسی با همسر خود منتشر نمی کنم و برای خود خط قرمز و حریم هایی تعیین کرده ام. اما انتشار چنین اخباری از خودتان باعث ایجاد رابطه عمیق تر با افراد و داشتن دیدگاهی از زندگیتان می شود.

هر آنچه نام شما را در بر دارد باید شهرت و اعتبار شما را تامین کند. شما می توانید با یک نام مستعار شناخته شوید و رفتار شما معرف شخصیت تان باشد و نه نام شما.

بر انتقال احساساتی که در کتابهایتان ساخته اید تمرکز کنید.

آیا شما بر بخشندگی ، کارمای اجتماعی و رقابت در بازاریابی و رفتار آن لاین باور دارید؟

به راه های دیگر برای کمک به یکدیگر فکر کنید و سپس اقدام کنید.